بیزبلاگر- BETA

بیزبلاگر: در باره بازار، تجارت، سرمایه، زندگی و کسب وکار از نگاه فرزاد زمانی!- آنچه دیروز نمی دانستم!

بیزبلاگر- BETA

بیزبلاگر: در باره بازار، تجارت، سرمایه، زندگی و کسب وکار از نگاه فرزاد زمانی!- آنچه دیروز نمی دانستم!

زنگها برای که بصدا در می آیند!

هر چقدر که آرام و خونسرد باشی نمیتوانی اینهمه اخطار و چراغ خطر را نادیده بگیری و اگر کمی اعصابت ضعیف باشد ترجیح میدهی در یک پیچ ملایم از بازی بیرون بپری. خب! حق داری! تو سرمایه گزار هستی و به چیزی جز حفظ و توسعه منافعت متعهد نیستی! این اصل است و همه چیز در همین راستا است که معنی میابد. بازی عشق که نیست! کسب و کار است! یک بازی بزرگ و مردانه! با کسی هم سر جنگ نداری! نباید بازی قاعده مند تو تبدیل به کابوس نیمه شب تابستانی شود!

 اگرچه هر چیزی که ریسک سرمایه گزاری را بالا ببرد به سرمایه گزار مربوط است و باید آنرا تحت نظر داشته باشد! خب! با خودت رودربایستی که نداری! گیر کرده ای سر اینکه چرا آمریکا اینطور گیر داده به ایران. درست ریسک را تحمل کرده ای و با چنگ و دندان هوشیارانه از منافعت دفاع کرده ای ُ درست وقتی که میخواهی همه ذهنت را روی تحولات فنی بازار بگذاری دلت شور میزند که نکند ضربت صاعقه وار یک جنگ نا خواسته همه چیز را بهم بریزد!

تو حق داری!گوشهایت خطا نمی کنند! این صدای زنگ است! اما این زنگها  برای که بصدا در میایند!

انگار محاصره شدهایم! تمام اتفاقات بنفع جبهه مقابل در جریان است! قضیه آنقدر ها هم مبهم نیست. خب! سیاست آمریکا همین است. یکراست میرود سر اصل مطلب و میگوید اینها را میخواهم و باید این کارها را انجام دهی در مورد اینهم که بگوید منافعش در خطر است با کسی رودربایستی ندارد! تمام انرژی سیاست خارجی آمریکا در سه نقطه جمع شده است:

۱-تلاش میکند بدنیا ثابت کند که ایران از گروههای تروریستی حمایت میکند و البته عملا تا حدود زیادی اینکار را کرده است!
۲-تلاش میکند بدنیا ثابت کند ایران فعالیت هسته ای با اهداف نظامی دارد. این مورد هم متاسفانه تا حدود زیادی با موفقیت پیش رفته است!
۳-تلاش میکند بدنیا ثابت کند که حقوق بشر در ابعاد وسیعی در ایران نقض میشود. البته آمریکا در چارچوب سیاست خارجی اش چندان دغدغه حقوق بشر ندارد. این آیتم بیشتر محض رضایت یاران اروپائی در برنامه کاری آمریکا قرار گرفته است.
 
خب! پیش از انکه ماجرا را به تفصیل بررسی کنیم بگذارید قصه را از جای دیگری اغاز کنیم. در خود ایالات متحده کسانی هستند که بهتر است آنها را صهیونیستهای مسیحی بنامیم. هر تصویری که از محافظه کاری، تندروی مذهبی و صهیونیسم یهودی دارید در مقابل این طیف که آنها را صهیونیستهای مسیحی خواندیم، بسیار لطیف و فانتزی است!
باور کردنی نیست که اینان چند دهه است که جهان را بر پایه تعالیم کتاب مقدس در فصول عهد عتیق به سمت جنگ بزرگ هدایت میکنند. جنگی که در پس ان موعود مسیحیت که آنرا در اشتراک با موعود یهود یافته اند در ارض مقدس در بیت المقدس ظهور میکنند و  مومنین تولدی دیگر میابند!
اینان برای مهیا کردن زمینه ظهور موعودشان از چند دهه پیش تا به امروز میلیاردها دلار هزینه کرده اند و باز هم میکنند و اصلا این عمل را یک فریضه مقدس میدانند. غصب سرزمین فلسطین، بیرون راندن مسلمانان از اراضی اشغالی و سعی در تغییر تاریخ این سرزمین وتلاش برای پیاده کردن تصویری که کتاب مقدس از زمان ظهور دارد در عالم واقع همه بر این مبنا است. شگفت تر آنکه این عده با نفوذ در ارکان قدرت سیاسی در کشور آمریکا و حتی برخی دیگر کشور های قدرتمند توانسته اند زمینه سازی های لازم برای حضور بیشتر در منطقه را فراهم آورند. حضور پیگیرانه و توسعه همه جانبه ناتو در منطقه، حمله ضربتی و غافلگیرانه به عراق در شرایطی که آمریکا متحدین چندانی نداشت، فشار سیاسی بی امان به سوریه  و ایران در این راستا انجام میگیرد. تمام این عملیات نه برای یک هدف صرفا مادی که برای فراهم کردن مقدمات ظهور منجی انجام میشود که به اعتقاد این مسیحیان متعصب رستگاری عالم را در پی دارد!

باورکردنی نیست که عده ای چنین قدرتمندانه و بی مهار جهان را به سمت جنگی بزرگ هدایت میکنند. نبردی که حتی نقطه نهایی آن مشخص شده است. دره آرماگدون در کوهستانهای مرزی اسرائیل با اردن و سوریه واقع شده در تمام نقشه های نظامی منطقه وجهی متمایز دارد. در تمرینات مکرر نظامی که در این منطقه ترتیب داده میشود فقط پیروزی نیروهای خیر بر تمام شرارت اموزش داده میشود. ترتیب ورود و خروج نیروها به دره و حتی میزان ادوات نظامی لازم و طول نبرد بارها تمرین شده است. دقیقا مطابق گفته های کتاب مقدس. جماعتی که در سراسر جهان به هر ترتیبی بیدینی را ترویج میکند ، خود را این چنین مقید به حقیقت بخشیدنبه بند بند پیش گوئی های کتاب مقدس میداند!
این جنگ بزرگ آرماگدون نام دارد!

بقول بنیامین دیزرائیلی نخست وزیر اسبق انگلستان: کسانی که بر جهان حکومت میکنند بسیار متفاوت از شخصیتهای مشهوری هستند در پشت تریبونها و در مقام پستهای سیاسی میبینید!

در این اتحاد میان مسیحیان افراطی که در میان جمهوری خواهان محبوبیت فوق العاده ای دارند ویهودیان جای سوال بسیار دارد که البته در اینجا فرصت پرداختن به آنرا نداریم! آنچه اغلب از چشمها پنهان مانده است این است که عمده ترین دلیل پشتیبانی بیدریغ آمریکا از اسرائیل این نیست که یهودیان جایگاه محکم و رفیع اقتصادی و سیاسی در آمریکا دارند ، بلکه این حقیقت مستور است که متعصب ترین گروه های برخی فرقه های مسیحی پروتستان  نظیر کسانی که از چهار قرن پیش تا نیمه قرن بیستم در انگلستان اندیشه بنیادین صهیونیسم را مطرح  و پیاده ساختند دلیل دیگری برای اینکار داشتند و آن فراهم ساختن شرائط لازم برای ظهور دوباره مسیح است! تلاشی برای بازسازی پیشگوئیهای آمده در فصول عهد عتیق کتاب مقدس نقطه به نقطه، خط به خط! حتی اگر لازم باشد به بهای به آتش کشیدن همه دنیا باشد! خب! حال نظرتان راجع به بن لادن چیست! خیلی لطیفتر بنظر میرسد! اینطور نیست!؟
 
آمریکا با فشار بر ایران سعی میکند از حمایت ایران از گروه های فلسطینی و لبنانی کاسته و به این ترتیب  زمینه برقراری صلح مبتنی بر اهداف برنامه راه آماده میشود! هر چند خود این برنامه در اسرائیل و در میان یهودیان متعصب دشمنان بسیار دارد!
بهر ترتیب امریکا سعی میکند با پیگیری برنامه های متعدد و دردسرسازی در نقاط متعدد زمینه تمرکز را از سیستم سیاست خارجی ایران گرفته و انرا بکل مختل کند. برای داغ کردن فضا و ایجاد تنشهای احساسی نیز اظهار نظر های متفاوتی مطرح میشود که شرائط را بیش از پیش نامطمئن جلوه میدهدصدای زنگها همچنان بگوش میرسند!
براستی با چنین ریسکی چگونه باید به بازی ادامه داد! واقعا دل شیر میخواهد!

نظرات 1 + ارسال نظر
محمود شنبه 31 تیر 1385 ساعت 14:02 http://acc.blogsky.com

تولد دوبارت مبارک .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد